خطاهای دستور زبان رایج و نحوه جلوگیری از آنها در وبلاگ خود

راهنماهای دستور زبان


خطاهای گرامر می تواند وبلاگ شما را غیر حرفه ای و شیب آور جلوه دهد. با این حال ، همه وبلاگ نویسان بزرگ انگلیسی نیستند. به علاوه ، مردم انسان هستند و اشتباه می کنند.

در واقع ، خطاها را می توان به راحتی در کتاب های بسیاری از نویسندگان پرفروش نیویورک تایمز مشاهده کرد.

اجتناب ناپذیر است که در اینجا یا آنجا خطایی رخ دهد. ذهن دقیقاً می داند که کلمه نوشتاری چه می خواهد بگوید. متأسفانه ، این همیشه ترجمه بر روی صفحه کامپیوتر نیست. حتی در حین ویرایش ها ، ذهن همچنان که می خواهد آنها را ببیند ، ممکن است کلمات را ببیند و ممکن است خطایی را متوجه نشود.

خوشبختانه ، مواردی وجود دارد که می توانید انجام دهید باعث کاهش اشتباهات می شود.

25 خطای دستور زبان رایج

برخی از خطاهای گرامر رایج وجود دارد که می توانید طی چند دقیقه یاد بگیرید. یا این صفحه را علامت گذاری کنید و در صورت لزوم برای آنها دوباره بررسی کنید.

دانستن این که این خطاها رایج است به شما کمک می کند تا راحت تر آنها را تشخیص داده و آنها را در نوشتار خود برطرف کنید.

1. آنها / آنها / آنجا هستند

این سه کلمه گیج کننده است ، زیرا در انگلیسی صحبت شده آنها دقیقاً یکسان به نظر می رسند ، اما معانی بسیار متفاوتی دارند.

آنها یک انقباض از آنها هستند و عبارتند از:

آنها به سینما می روند.

اشاره آنها به مالکیت:

آنها توپ خود را از دست دادند.

به مکانی اشاره دارد:

جیل در آنجا ایستاده بود.

2. شما / شما هستید

مانند سه گانه آنها ، آنها و آنجا هستند ، شما و شما هماهنگ هستید ، به این معنی که آنها یکسان صدا می شوند اما معانی مختلفی دارند. شما شکل قدرتمند “شما” است ، به این معنی که دلالت بر مالکیت دارد:

دستور زبان شما در حال پیشرفت است.

شما شبیه به آنها هستید: این یک انقباض از شماست و اینگونه است:

امروز خیلی خوب به نظر می رسید.

3. رسولان

آپوستروپها یکی از سوءاستفاده ترین عناصر دستور زبان هستند ، اما به محض اطلاع از قوانین ، کار ساده ای می شود. بیشتر رسولان در دو حالت ظاهر می شوند: هنگام نشان دادن یک دارنده ، و هنگام نشان دادن حروف گمشده.

نمونه ای از یک مالک:

خانه دورن دوست داشتنی است.

یا

استخوان سگ ناپدید شده بود.

رساله هایی که نشانگر حروف گمشده هستند مانند “شما” و “آنها” وجود دارند ، و عباراتی مانند “نمی توان” و “نمی توان”.

4. آن / آن است

تفاوت بین “آن” و “آن” از این قاعده مستثنی است که در قوانین فوق الذکر است و اشتباه کردن آنها آسان است. “آن” نشانگر یک دارنده است: “سگ استخوان خود را خورده است” ، در حالی که “به جای” “” از آن استفاده می شود:

بیرون باد می کند.

5. سپس / از

سپس و از صدای مشابه و فقط با یک حرف متفاوت است. سپس چندین معنا دارد و می تواند به زمان مراجعه کند:

در آن زمان ، همه چیز متفاوت بود پس ، من به فروشگاه رفتم

یا نتیجه:

اگر اکنون بروید ، دیگر به موقع شام برنخواهید گشت.

از آنها در مقایسه استفاده می شود:

من بلندتر از تو هستم.

6. کدام / آن

“این” همیشه برای معرفی اطلاعات لازم مورد استفاده قرار می گیرد ، در حالی که “که” پس از کاما برای معرفی اطلاعات اضافی استفاده می شود که بدون تغییر معنی یک جمله می تواند باقی بماند استفاده می شود. به عنوان مثال “افرادی که از کتاب ها زیاد می خوانند” نشان می دهد که همه چیز زیادی نمی خوانند – فقط افرادی که کتاب را دوست دارند.

در جمله,

قلم من ، که سبز است ، همدم قابل اعتماد من است.

– اطلاعات مهم این است که قلم یار قابل اعتماد نویسنده است: این واقعیت که رنگ آن سبز است یک جزئیات اضافی است.

8. ممکن است / ممکن است

ممکن است اجازه دلالت کند ، در حالی که ممکن است یک احتمال را مطرح کند.

ممکن است به سینماها برویم

یعنی ما اجازه داریم به سینما برویم ، در حالی که

ممکن است به سینماها برویم

دلالت دارد که تماشای فیلم یک امکان است.

9. اصل / اصل

بدست آوردن اصل و اصول کار اشتباه آسان است. “اصل” یک اسم است و یک قانون یا عقیده اساسی است. “اصلی” می تواند یک اسم یا فعل باشد و دارای معانی مختلفی باشد.

مدیر کسی است که یک مدرسه را اداره می کند ، در حالی که “علاقه اصلی او” علاقه ای را که برای او مهم است توصیف می کند.

10. دورتر / بیشتر

“دورتر” فاصله تحت اللفظی را توصیف می کند (به یاد داشته باشید که حاوی کلمه “دور” است) ، در حالی که “بیشتر” فاصله انتزاعی یا استعاری را توصیف می کند.

بنابراین اگر در یک جلسه حضور داشتید ، ممکن است بگویید “قبل از اینکه ما به آنجا برویم ، من می خواهم برخی از قوانین اساسی را قبول کنم” ، در حالی که اگر پیاده روی می کردید ، ممکن است بپرسید

قبل از توقف بعدی چقدر دورتر است?

11. می تواند / می تواند داشته باشد

این یک امر آسان است: همانطور که “ممکن” همیشه ممکن است وجود داشته باشد. همان اصل در مورد “باید” و “باید” اعمال می شود.

12. سعی کنید و / سعی کنید

این قانون همچنین ساده است: “سعی کنید” همیشه درست باشد ، در حالی که “سعی کنید” همیشه نادرست است.

13. چه کسی / چه کسی

دانستن اینکه چه موقع به طور صحیح از “چه کسی” و “چه کسی” استفاده کنید ، به دانش گرامر فنی نیاز دارد. به طور خلاصه ، وقتی شخصی که به شما مراجعه می کند موضوع یک جمله باشد و هنگامی که موضوع باشد ، از «چه کسی» استفاده می کنید. موضوع جمله شخص یا کاری است که اقدام به انجام آن می کند و موضوع شخص یا چیزی است که اقدام را دریافت می کند یا آن را برای آنها انجام داده است.

بنابراین ، “من کی هستم؟” درست است ، همانطور که “این نامه را به چه کسی می دهم؟”

14. من در مقابل من

استفاده از “من” یا “من” در یک جمله نیز به موضوع و موضوع بستگی دارد.

ما وقتی موضوع هستیم از “من” استفاده می کنیم ، و “ما” وقتی موضوع هستیم. برای مثال ، “جو و من به سینما رفتیم” صحیح است ، زیرا اگر جو از معادله حذف می شد ، می گفتیم “من به سینما رفتم” و نه “من به سینما رفتم”..

به همین ترتیب ، “سامانتا به جو و من گفت كه به سینما برویم” نیز صحیح است ، زیرا Samantha اکنون موضوع این جمله است و “جو و من” موضوع هستند. اگر جو دوباره از معادله خارج شود ، این جمله خوانده می شود

سامانتا به من گفت برو سینما.

15. تمرین / تمرین

تمرین فعل (کلمه انجام دادن) است ، در حالی که تمرین یک اسم (یک چیز) است. یک راه برای به یاد آوردن که این عمل چیست – اسم – به “یخ” ختم می شود ، که یک اسم نیز هست. مثلا:

او تمرین های یوگا را انجام می داد.

16. متفاوت از / متفاوت از

متفاوت بودن همیشه درست است ، زیرا کلمه “متفاوت” برای برانگیختن تمایز بین دو چیز استفاده می شود. بنابراین ، شما همیشه باید از “از” استفاده کنید ، به روشی مشابه برای “جدایی از”. مثلا:

کار من در میسی با نقش من در مرزها متفاوت بود.

17. دراز کشیدن / دروغ گفتن

دروغ و دروغ معمولاً اشتباه می شود و شما باید دستور زبان پشت این دو کلمه را بفهمید تا از آنها به درستی استفاده کنید. فعل “به دراز کشیدن” فعل انتقالی است. این بدان معناست که باید با یک موضوع مستقیم و یک یا چند موضوع پیش برویم. در این زمینه ، “دراز کشیدن” تنش فعلی است و “وضع شده” تنش گذشته است. یک مثال می تواند “من کتاب را روی صندلی می گذارم” ، جایی که هدف کتاب است.

“دروغ گفتن” فعل ذاتی است. تنش فعلی “دروغ” است و تنش گذشته “دراز” است ، همین مسئله این دو فعل را گیج کننده می کند. مثلاً فعلهای جذاب به یک شیء احتیاج ندارند:

دراز کشیدم

, یا

این رودخانه بین خیابان 18 و خیابان 20 واقع شده است

در این جملات ، هیچ شیء به طور مستقیم زیر فعل “دروغ” وجود ندارد.

18. خیلی / زیاد

“خیلی” یک کلمه واقعی نیست. در عوض ، “بسیاری” به عنوان دو کلمه جداگانه همیشه درست است.

19. آیا / اگر

منظور از یکسان بودن یا نبودن معنای مشابه است و در متن های مختلف استفاده می شود. آیا هنگام صحبت کردن در مورد وضعیت با دو یا چند گزینه دیگر از آن استفاده می شود ، در حالی که هنگام توصیف یک شرایط بدون گزینه جایگزین صحیح است. مثلا,

نمی دانم امروز باران می بارد یا نه

درست است ، همانطور که هست

آخر هفته فقط اگر باران ببارد من می مانم

20. از دست دادن / گشاد کردن

از دست دادن به معنای دیگر نداشتن در حالی که سست بودن به معنای عدم محکم بودن است. مثال نادرست برای گشاد کردن:

لباس متناسب باخت.

در مثال بالا باید از کلمه “گشاد” استفاده کرد زیرا لباس ها کاملاً متناسب با او نیستند. باید بخوانید: لباس متناسب است. مثال نادرست برای از دست دادن:

او می خواست وزن خود را از دست بدهد.

در مثال بالا باید از کلمه “از دست دادن” استفاده کرد زیرا می خواهد از وزن خلاص شود. باید بخواند: او می خواست وزن خود را کاهش دهد.

21. تأثیر / اثر

حتی نویسندگان فصلی با این دو کلمه می جنگند و چه زمانی و کجا باید از آنها استفاده کنند. به عنوان یک قاعده انگشت ، تأثیر یک فعل است و اثر یک اسم است.

عاطفه به معنای “تأثیرگذاری” است. مثال:

باران بر عملکرد خوب بازیکنان فوتبال تأثیر گذاشت.

اثر به معنی “نتیجه” است. مثال:

نمرات ضعیف بر عزت نفس او تأثیر می گذارد.

22. مکمل / تعریف

این دو کلمه یکسان به نظر می رسند ، اما معانی مختلفی دارند. با این وجود ، یادآوری اینکه کدام یک است دشوار است.

تعارف (با “i”) به معنای چاپلوسی کردن است. مثال:

موهایش را تعریف کرد.

مکمل (با دو “الکترونیکی”) به معنای خوب کنار هم بودن است. مثال:

کفش جک او را تکمیل می کند.

23. کاما پس از عبارات پیش فرض

دانستن اینکه چه موقع و در کجا باید از کاما استفاده کنید می تواند باتجربه ترین کارشناس دستور زبان باشد. یک مکان که کاما به طور معمول از دست می رود پس از عبارات پیش فرض است. یک پیش فرض به طور معمول زمان یا مکان را نشان می دهد.

پیشگفتار شامل کلماتی مانند:

  • در
  • چه زمانی
  • بعد از
  • از آنجا که

اینها فقط چند مورد از پیشفرض ها هستند ، اما شما ایده را می گیرید. حال یک عبارت پیش فرض عبارت است که عبارتی دارد که مفعول را تغییر می دهد. بنابراین:

  • در پارک (پارک موضوع است)
  • وقتی شام خوردم (شام موضوع است)
  • پس از ترک (او را ترک شیء)
  • از آنجا که من به آزمایش خون نیاز دارم (آزمایش خون هدف است)

شما معمولاً برای داشتن دستور زبان صحیح به کاما احتیاج دارید.

  • در پارک ، یک بادبادک پرواز کردم.
  • وقتی شام خوردم ، دو روز احساس سلامتی کردم.
  • بعد از اینکه او رفت ، من در صندلی نشستم و گریه کردم.
  • از آنجا که به آزمایش خون نیاز دارم ، امشب روزه می گیرم.

نخود فرنگی آسان عبارت پیشفرض = کاما.

24. قطعات جمله و اجرای مجازات

از آنجا که کاما برای اکثر افراد گیج کننده است ، تلاش برای جلوگیری از استفاده از آنها می تواند برخی از خطاهای عجیب نوشتن را ایجاد کند.

یک جمله جمله‌ای جمله‌ای است که کاملاً کامل نیست. غالباً نتیجه استفاده از یک عبارت پیش فرض و سپس قرار دادن یک دوره در انتهای آن عبارت خواهد بود.

  • در پارک.
  • وقتی شام خوردم.
  • بعد از رفتن.
  • از آنجا که من به آزمایش خون نیاز دارم.

تصور کنید کسی با شما صحبت می کند. اگر بهترین دوست شما به سمت شما می آمد و می گفت ، “در پارک …” ، انتظار داشتید که او این جمله را تمام کند. چه اتفاقی در پارک افتاد؟ در واقع ، کسی که با جملات ناقص با شما صحبت می کند ، احتمالاً شما را دیوانه می کند. نوشتن با جملات ناقص نیز خواننده شما را دیوانه می کند.

احکام اجرای وقتی اتفاق می افتد که بیش از حد زیادی از کاما استفاده کنید. در اینجا یک مثال آورده شده است:

در پارک ، یک بادباد پرواز کردم و وقتی که شام ​​را خوردم ، دو روز احساس سلامتی کردم ، زیرا بعد از رفتن او ، نشستم و گریه کردم ، اما از آنجا که به آزمایش خون نیاز دارم ، امشب روزه می گیرم..

! اگر تا به حال با یک دختر نوجوان هیجان زده صحبت کرده اید ، ممکن است این جریان بی پایان کلمات آشنا به نظر برسد. مثل این است که خیلی سریع صحبت کنید بدون اینکه نفس بکشید. موارد اجرا را ننویسید. اگر بیش از یک زن و شوهر از کاما استفاده می کنید ، زمان آن رسیده است که این جملات را بشکنید.

25. سوء استفاده از ضمایر

سوء استفاده ضمایر خطای متداول دیگری است. این در شرایطی است که شما یک نفر دارید و سعی می کنید آن را صدا کنید مثل افراد زیادی یا برعکس.

نمونه سوء استفاده از ضمایر:

یک شخص باید همیشه در حالی که در یک جمع حضور دارد ، پشت خود را تماشا کند.

از آنجا که این جمله با “یک شخص” شروع می شود که یک فرد مجرد را نشان می دهد. بنابراین ، باید او باشد. من معلمان انگلیسی را که سعی کرده اند به ما بگویند از ضمایر خنثی جنسیتی استفاده می کنیم سرزنش می کنم.

این جمله باید بخواند: شخص باید همیشه در حین جمع بودن پشت خود را تماشا کند (شما همچنین می توانید از “او” استفاده کنید).

اگر قصد نوشتن منظم دارید ، یا لازم است یک ویرایشگر خوب را استخدام کنید یا هر هفته مقداری سرمایه گذاری در یادگیری استفاده صحیح از دستور زبان سرمایه گذاری کنید. حتی اگر خوانندگان شما متوجه این تفاوت نشوند (اما به من اطمینان دهید که برخی از اینها) ، موتورهای جستجو ممکن است سایت شما را جریمه کنند اگر بیش از حد خطا داشته باشید زیرا محتوا با کیفیت بالا نخواهد بود.

شما می توانید دستور زبان را در سایت هایی مانند Grammar Monster و مرکز نوشتن دانشگاه ویسکانسین مطالعه کنید.

چگونه اشتباهات دستور زبان خود را بدست آورید

1. مجموعه دوم چشم

یکی از بهترین راهها برای جلوگیری از خطاهای دستوری ، غلط املایی ، حرف زدن و بیان بی دست و پا در وبلاگ شما این است که یک نفر دوم از طریق همه چیزهایی که ارسال می کنید مطالعه کند. همانطور که در ابتدای این مقاله ذکر شد ، مردم کلماتی را می بینند که مغز چگونه آنها را صدا می کند.

شما دقیقاً می دانید که چه چیزی را می خواهید بگویید و ذهن شما آن را می خواند ، حتی اگر به این صورت نوشته نشده باشد. با این حال ، شخص دوم از منظر تازه به کار نگاه می کند و مواردی را که در هنگام نوشتن و ویرایش ننوشتید ، مورد توجه قرار می دهد.

اگر هنوز نمی توانید یک ویرایشگر برای وبلاگ خود استخدام کنید ، با یک بلاگر دیگر تجارت کنید و برای اشتباهات پست های یکدیگر را بخوانید.

2. با صدای بلند بخوانید

یکی از بهترین کارهایی که می توانید انجام دهید و به شما در گرفتن خطا کمک می کند خواندن کارهایتان با صدای بلند به عنوان ویرایش نهایی است. وقت خود را بگیرید. هر جمله را بخوانید و ببینید که چگونه “به نظر می رسد”. آیا چیزی خاموش است?

خواندن با صدای بلند به شما امکان می دهد مواردی را که در غیر این صورت ممکن است در حین خواندن خاموش نگیرید ، به خود جلب کنید. همچنین یافتن عباراتی که بی دست و پا باشد یا ممکن است برای خواننده معنایی نداشته باشد نیز آسان تر خواهد بود.

اشتیاق شما به موضوع وبلاگ شما همان چیزی است که نوشتن شما را برای خوانندگان شما خاص و جالب می کند. با این حال ، توجه به جزئیات و تعهد برای ارائه بهترین اطلاعات ممکن است که به دنبال آن وبلاگ شما رشد خواهد کرد و باعث می شود افراد دوباره به مطالعه خود ادامه دهند.

Jeffrey Wilson Administrator
Sorry! The Author has not filled his profile.
follow me
    Like this post? Please share to your friends:
    Adblock
    detector
    map